
با سلام خدمت دوستان
اين عيد باستاني رو به همه شما تبريك عرض ميكنم و اميدوارم سال 1385 سالي تواًم با
موفقيت وشادي براي شما و دوستدارانتان باشد
ما رو فراموش نكنيد ما هم به يادتون هستيم
شاد باشيد و خرم
به اميد ديدار
خدانگهدار
در كره خاكي، طي ساليان سال، هميشهاتفاقاتي نادر ميافتد كه تا مدتها زبانزد خاص وعام است، درست مثل اتفاقي كه چندي پيش درايران افتاد و اين خبر نقل محافل شد...
در اين اتفاق نادر شاهد بوديم كه در تالار(شب طلايي) شهر قدس شهريار، در حضور 600ميهمان اميرحسين 6 ساله و هانيه 4 ساله با همنامزد شدند.
(اميرحسين خالقي) و(هانيه مرادي) با تصميمخانوادههاي خود، با هم نامزد شدند; برايتانعجيب است ... بارها ديدهايد كه بعضي ازخانوادهها، از كودكي دختري را به نام پسر خودنشان ميكنند كه البته بيشتر در ازدواجهاي فاميلياين مسئله خود را نشان ميدهد، ولي حالاخانوادههاي خالقي و مرادي اين (نشان كردن)را، رسمي كردهاند... روز جشن تمامي ميهمانها،خبر نداشتند كه به چه خاطر كارت دعوت به دستآنان رسيده است و همه از يكديگر ميپرسيدندكه چه خبر است؟ اما با ديدن عروس و دامادكوچولو از تعجب بر صندليهايشان ميخكوبشدند.
عروس و داماد در حالي كه در كنار يكديگر راهميرفتند، وارد سالن جشن شدند و هر يك بررويجايگاه مخصوص خود نشستند و با لبخند بهميهمانهايي كه از تعجب دهانشان باز مانده بود،نگاه ميكردند. جريان از چه قرار بود، بخوانيد:

دامادي پسرم
پدرهاي عروس و داماد با يكديگر فاميلهستند. پدر داماد، نوه دايي پدر عروس است وپدر عروس نوه عمه پدر داماد... داود خالقي كه27 سال سن دارد، ميگويد: (آرزوي من ايناست كه فرزندم هر چه زودتر، سر و سامان بگيرد)و ميپرسيم به اين زودي كه ميگويد: از آنجا كهآرزوي هر پدري، ديدن پسرش در لباس دامادياست، من هم دلم ميخواست به اين آرزو برسم.در حالي كه خودمان را براي گرفتن جشن تولدآماده ميكرديم، با ديدن هانيه دختر چهارسالهيكي از بستگانمان فكري به يكباره در ذهنمجرقه زد، البته هر دو خانواده در اينباره صحبتكرده بودند كه هانيه همسر اميرحسين شود وزماني كه آنان بزرگ شوند به عقد يكديگر دربيايند.
داود خالقي ميگويد: آن مراسم يك شبفراموش نشدني بود و در آن لحظات من ازخوشحالي گريه ميكردم و از اينكه پسرم را بالباس دامادي در كنار عروسم ميديدم، خيليخوشحال بودم به آنها يك خودروي زانتيا هديهدادم. پس از برگزاري جشن نامزدي به همراهميهمانها به خانه آمديم، وقتي خانواده هانيهتصميم گرفتند به خانه خودشان بروند، هانيهحاضر نبود منزل ما را ترك كند و با زبانكودكانهاش ميگفت: (من عروس اينها هستم وبايد اين جا بمانم) پس از آن روز اميرحسين وهانيه تقريبا هر روز يكديگر را ميبينند و با هم بازيميكنند، اگر روزي هم يكديگر را نبينند، از احوالهم تلفني پرس و جو ميكنند.
تفاهم كامل
از پدر داماد ميپرسيم اگر اينها بزرگ شوندو همديگر را نخواهند، شما چه كار خواهيد كرد...كه ميگويد: ما تلاش خواهيم كرد كه در آيندههيچ مشكلي پيش نيايد و سعي مينماييم كه مهر ومحبت يكديگر را در دلشان جا كنيم. من و مادرش با پدر و مادر عروس هيچ مشكلي نداريم،مگر اينكه در آينده عروس يا داماد خودشان بايكديگر مشكل داشته باشند، گرچه بايد بگويم درخانواده ما كه وضع به اين شكل ميباشد كه ما بهپدر و مادرهايمان احترام زيادي قائليم و تابحال حرف آنان را زمين نينداختيم، يقين دارمكه اميرحسين و هانيه هم به اين شكل عمل ميكنندو با هم بهطور رسمي ازدواج خواهند كرد، منيقين دارم.
وي در ادامه ميگويد: پسرم و عروسم بايكديگر تفاهم كامل دارند. تصميم داريم تا در 16يا 17 سالي آنها را به عقد يكديگر در بياوريم و اگربتوانم جشن بزرگي براي آنها ميگيرم و همه را بهاين جشن دعوت ميكنم.
از وي ميپرسيم كه كمي از گذشته خودبگوييد، كه خالقي در پاسخ ميگويد: هشت سالقبل زماني كه آهنگر بودم، به خاطر اختلافي كه باصاحب كارم پيدا كردم به منزل پدرم در همدانرفتم; در آنجا با همسرم كه براي ديدنپدربزرگش كه در همانجا زندگي ميكردند،آمده بود، آشنا شدم. به او علاقهمند شدم و پساز طرح موضوع با پدرم در مدت سه روز مراسمعروسي خود را برگزار كرديم، پس از ازدواج بهشهر قدس در حاشيه تهران آمديم و زندگي خودرا آغاز نموديم.
همسر بسيار مهربان و خوبي دارم و با كمك او ودعاي خير پدر و مادرم كه هميشه همراهمانبودند، در زندگيام پيشرفت كردم و هماكنون نيزمعمار هستم. در زندگيام احساس خوشبختيميكنم و پس از به دنيا آمدن پسرم، خوشبختيامتكميلتر شد. پس از آنكه اميرحسين 6 ساله شد وبه كلاس آمادگي رفت، تصميم گرفتم جشن تولدكوچكي براي او بگيرم، اما به دليل مشغله زياد اينفرصت را پيدا نكردم.
خالقي در پايان، يك گفته جالبي هم به زبانميآورد: مرگ و زندگي دست خداست... انساناز فرداي خود خبر ندارد، هميشه به خودمميگفتم: شايد از دنيا رفتي، پسرت را در لباسدامادي نديدي. اين هم دليلي شد تا اين مراسمرا هر چه زودتر برگزار كنيم كه اگر فردا از دنيارفتيم، آرزو به دل نباشيم... جالب است بدانيد كهخود خالقي هم در 19 سالگي داماد شد.
او ميگويد: در زمان ازدواج من 19 سال وهمسرم 17 سال سن داشت. خالقي خانواده سبزخود را خوشبختترين خانواده جهان ميداند.
پدر عروس: درباره مهريه نظر ندارم
پدر عروس، دو سال از پدر داماد بزرگتراست. بهروز مرادي 29 سال سن دارد و يك پسر6 ساله، همسن امير حسين و يك دختر 4 ساله بهنام هانيه دارد كه حالا عروس خانواده خالقياست. زماني كه از ايشان پرسيدم چقدر مهريهبراي دخترتان در نظر گرفتهايد، لبخندي زد وگفت: من با داود (پدر داماد) در اين باره صحبتينكردم، اما در همين حال پدر داماد گفت:ميخواهم ده هزار سكه طلا مهر عروسم كنم.

دنياي شيرين
دنياي آنها دنياي شيريني است، در آغوش پدرو مادرشان نشستهاند و با يكديگر صحبت ميكنند،از هانيه ميپرسيم كه شما چقدر داماد را دوستداريد، كمي مكث كرد و سپس گفت: خيلي...هانيه دوست دارد، معلم بشود ،اين را خودشميگويد. از اميرحسين ميپرسيم كه شما هانيه راچقدر دوست داريد، دو دستش را بالا برد و گفت:به تعداد انگشتان دست، كه پدرها ميخندند...
اميرحسين ميگويد: دوست دارم در آيندهپزشك شوم و هانيه هم معلم شود. سپس هانيه بهاو ميگويد برويم با هم بازي كنيم و چه بازيايبهتر از (خمير بازي... (
شوخي بود يا...؟
خيلي از ميهماناني كه به مراسم دعوت شدهبودند، ابتدا فكر ميكردند كه پدر امير حسين، چهجشن توليد مفصلي براي پسرش گرفته است، امازماني كه با چهره اميرحسين و هانيه روبه رو شدند،ابتدا تصور ميكردند كه اين يك شوخي است، اماپس از گذشت دقايقي، هنگامي كه متوجه شدنداين ميهماني به مناسبت نامزدي هانيه و اميرحسيناست، مانده بودند كه به يكديگر چه بگويند. پدرداماد ميگويد: چند ساعت پيش از آغاز مراسم،به همراه پسرم به آرايشگاه رفتيم و سپس سواراتومبيل گل كاري شده شديم. بعد به دنبالعروس رفتيم، پس از سوار كردن عروس كمي درخيابانها چرخيديم و سپس به تالا رفتيم...
در تالار ميهمانان مشغول صحبت با يكديگربودند كه ناگهان خواننده تالار اعلام كرد كه تالحظاتي ديگر عروس و داماد وارد ميشوند،تمامي نگاهها به طرف درب ورودي تالار برگشت،با آن كه جمعيت لحظهاي از تعجب سكوت كردهبودند، ناگهان با تشويق خواننده تالار همه مشغولدست زدن و شروع به هلهله و شادي نمودند.عروس و داماد ابتدا ترسيدند، اما پدرهايشانآرامشان كردند و آنها را به سمت جايگاه ويژههدايت نمودند.
بستگان و دوستان كه تازه اين مراسم، را باوركرده بودند، شروع به ريختن پول بر روي عروسو داماد كردند كه مبلغ قابل توجهي هم جمع شد.
آشتي ميكنيم
از اميرحسين ميپرسيم كه اگر هانيه با تو قهركرد، چه كاري انجام ميدهيد، كه گفت: سريعاآشتي ميكنيم، اميرحسين از هانيه اين توقعات رادارد:
دوست دارم زماني كه هانيه به خانه آمد بااسباب بازيهايمان بازي كنيم، به خصوصخميربازي، ما عاشق بازي با خمير هستيم.
دوست دارم هانيه برايم پلو با ماست درستكند.
ثبت در كتاب ركوردها
باورش مشكل است، اما امير حسين و هانيهكوچكترين عروس و داماد جهان هستند، عروسو دامادي كه به صورت رسمي براي آنان نامزديگرفتند.
و تمامي، اقوام، دوستان و بستگان به رسميشدن اين مراسم واقف شدند، روي همين اصلبايد اين اتفاق نادر، در كتاب ركوردهاي گينسثبت شود.

در مهد كودك
به مهدكودك كه ميرويم، (امير حسين) دركلاس آمادگي نشسته است، او سال ديگر بايد بهكلاس اول برود، شيطنتهاي بچه گانه در نگاه اومشهود است، به همراه دوستانش ميخندد، گوياخيالش از آينده راحت است. معلم مربوطهاميرحسين ميگويد: از اين وصلت بسيارخوشحالم، البته باورش كمي برايم مشكل است،اما اتفاق شيريني بود.
از اميرحسين ميپرسيم آقا پسر، بهترين حادثهشب مراسم نامزدي چه بود؟ كه ميگويد: واردشدن به تالار كه تمامي ميهمانان با تعجب به ما نگاهميكردند و ديگري پس از پايان مراسم كه درصندلي پشت اتومبيل پدر نشستيم و شادي كنان بههمراه كاروان عروسي به خانه پدر رفتيم.
سختگيري نكنيد
داود خالقي كه شايد 11، 12 سال ديگررسمي پدر داماد شود، ميگويد: به خانوادههاتوصيه ميكنم كه در ازدواج جوانان سختگيرنباشد و آنها را به ازدواج تشويق كنند و جوانهانيز مطمئن باشند كه اگر ازدواج موفقي كنند، درزندگيشان پلههاي ترقي را به سرعت طيميكنند، همانطور كه اين اتفاق براي من افتاد.
ماحصل اين ميهماني عجيب قرن را خوانديد،شايد تا سالها با چنين مسئلهاي در دنيا مواجهنشويم. جالب توجه است، اينكه خانوادههايخالقي و مرادي چنين تصميمي براي فرزندانخود گرفتهاند...
منبع : خانواده سبز

شما هم درست نگاه کنید ببینید این علی کریمیه؟!!!فکر نکنما!!!!!شاید میکس باشه نه(چه خالی بستم)!!!
حالا این زنه واسه چی داره بهش بشقاب می ده!!!اهان فهمیدم علی کریمی تو المان نذری داداه!!!این دختر همسایست اومده بشقاب نذری رو پس بده!!!
این دختر ابیه هم حتمآ استقلالیه!!!اومده با علی تو محل یه دست گل کوچیک بزنن!!!
شاید!!!کی می دونه!!!
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليموئي هستيد.
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.
طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.
قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد

از اونجايی که تريپ بنده مايـــکل جکســونيه
و هيکلم هم آرنـــولديه
و روزی ۷۰۰ تا پيشنهاد ازدواج بهم ميــــدن
وخلاصه حسابی دخترکُشـــم و هر وقت توی خيابونا راه ميرم ده بيـــستا آمبولانــس پشت سرم ميان و دخترا رو جمع ميکنن!!
(نميدونم چرا حس ميکنم دماغم داره دراز ميشه و از حالت مايکل جکسونی خارج ميشه!). به اين نتيجه رسيدم که بايد يه سری شرايط تعيين کنم که ملت بفهمن”من شوهر هرکس نميشم! هر کـس و نا کس نميـــشم
و اين شد شرايط زن ما
:۱
- جهيزيش کمتر از ۱۰۰ میليــــــون و مـــــــــــــــهرش بيشتر از ۱۴ شاخه گل نباشه!!!۲
- بايد خانه دار باشه! يعنی خانه از خودش داشته باشه!(خونه باباش هم قبول نيست!!۳
- بايد نجيب باشه! يعنی بـجيـــــــــب نباشه!(به جيبم آويزون نباشه!)۴
- توانايی زاييـــدن حداقل ۷ شـــــــــکـم بچه رو داشته باشه!!!۵
- هر صبح ساعت ۴ از خواب بيدار بشه و حليــــــــــم و کلّــــــــه پاچه رو برای صُبونه آماده کنه!۶
- مکالمات تلفنيش در هفته کمتر از ۳ دقيـــــــقه باشــه!!۷
- روزی سه مرتبه به پام بيوفته و التمــاس کنه!!۸
- توی ژاپن يه رسمی هست که مردا هفته ای يک بار زنشون رو کتک ميزنن!خلاصه کلام:
توی خونه رئيـس منم!اينم تعهدات من
:۱
- ماه عســـــــل اگه امام رضا طلبيده باشه ميريم شابدالعظيم!۲
- قول ميدم اگه زنه خوبی باشه برم دوتا زن ديگه بگيرم که تو کارای خونه بهش کمک کنن!۳
- بين عيالهام عدالــــت رو رعايت ميکنم!(همه رو هفته ای دوبار کتک ميزنم!۴
- قول ميدم با لباس سفيد بياد خونه بخـــــت؛ و سيـــــاه و کبــــــــود برگرده خونهء مامانش!حسن ختام
:ای که بُرده ای مرا تا................مرز يک عشق خدايی
بيــا پارهء تنـــم باش................تو که پـاک و بی ريايی

