سلام این مطلب رو که خوندید نظرتون رو هم بدید که آدم باید چه جوری باشه
اگه سربزیر و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره، روانيه، سيماش قاطيه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضهس، حيف نون و دست و پا چلفتيه!
اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!
اگه با عيالات متحدهش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!
اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو ميكنه، اهل بند و بسته!
اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار ميكنه، جون به عزرائيل نميده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوقالعادهس، دوست داشتنيه!
اگه راست و درست و بيكلك باشه، ميگن: هيچي نميشه، به درد لاي جرز ميخوره!
اگه گریه کنه میگن عاشقه اگه بخنده میگن دیوانه است پس هم گریه کن و هم بخند تا بگویند عاشق دیوانه است!
خوب حالا نظر بدید بای
با سلام بعد از این چند روز عید که نتونستم آپ کنم حالا اومدم با یه خبر جدید
بعد از اون خبر نامزد شدن امیر حسین ۶ ساله و هانیه ۴ ساله حالا این رو بخونید اینهم جای خوندن داره الهی که بخونید و خوشتون بیاد و نظری هم بدهید ...
در طول تاريخ، حال چه در ايران و چه در خارجاز كشور ازدواجهايي شكل ميگيرد كه از شنيدنآن انسان را به تعجب وا ميدارد، براي مثالازدواجهايي كه دو نفر خيلي زود زير يك سقفميروند در سنين كم بچهدار ميشوند... اما قضيهزماني جالب ميشود كه يك زوج 30 ساله،صاحب نوه شوند... باورتان ميشود؟ خيليها دركشور ما، در اين سن هنوز ازدواج نكردهاند، اما(ابراهيم اسلامدوست) به همراه همسرش يكنوه يك ساله دارند و تا دو ماه ديگر شاهد به دنياآمدن نوه دوم خود هم خواهند بود. آنهاميگويند كه در بين ما رسم بر اين است كه به طورمعمول دختر عموها و پسرعموها به عقد يكديگردر بيايند و ما هم اين اصل را رعايت ميكنيم...
ابراهيم اسلامدوست و همسر 30 سالهاش ازاهالي (رامشير) از توابع (خوزستان)، درهجدهمين سالگرد ازدواج خود، اولين سالگردتولد نوه دختري خود را جشن گرفتند؟!
ابراهيم هم اكنون با پدر و برادارن خود در يككارگاه در و پنجرهسازي كار ميكند و در يك خانهبزرگ در كنار ديگر اعضاي خانواده زندگيميكند. وي در 13 سالگي با همسر خود در سال1367 ازدواج كرد. اگر چه ازدواج بادختر عموو پسرعمو در ميان طايفه اسلامدوست رسم است،اما ابراهيم بهدليل اين كه عمو نداشت، با دختريكي از اقوام خود ازدواج كرد...
ابراهيم و همسرش داراي چهار فرزند به نامهايمريم 17 ساله، سهام 15 ساله، رضا 11 ساله ومحمدرضا 7 ساله هستند كه مريم دختر بزرگآنان ازدواج كرده است ،او سال گذشته به عقدخليل درآمد.
مريم دختر 17 ساله خانواده اسلامدوست هماكنون داراي يك پسر به نام (ميثم) است.

ابراهيم در حالي كه دركنار پدر و برادران خود كههمگي در سن كم ازدواج كردهاند، نشسته بود درپاسخ به اين پرسش كه چرا ازدواج زود هنگام راانتخاب كرده است، گفت: خيليها از جمله ما زودازدواج ميكنند، همين سال گذشته بود كه يكي ازخواهرهايم در يك زمان مشخص به همراهدخترم، سهام در سال گذشته، به عقد همسرانخود درآمدند. وي ميگويد: به نظر من فرزندانهر چه در سن كم ازدواج كنند بهتر است، چرا كهزودتر سرو سامان ميگيرند و قدر پدر و مادرشانرا ميدانند...
وي درباره ميزان تحصيلات خود اظهار داشت:من كلاس اول راهنمايي بودم كه با همسرمازدواج كردم، بعدها درس خواندن را تا كلاسسوم راهنمايي ادامه دادم.
ابراهيم و همسرش درباره اين كه چقدر نوه خودرا دوست دارند گفتند: ما هر چقدر پيش پدر ومادرمان عزيز باشيم، نوهمان هم پيش ما عزيزاست.
جهيزيه و مهريه مطرح نيست
ابراهيم با اشاره به اين كه بين آنان رسم بر ايناست كه از دوران كودكي، فرزندان را به ناميكديگر نامگذاري ميكنند، ميگويد: پس از بهدنيا آمدن فرزند، اگر دختر يا پسر باشد، او را برايدختر يا پسرعموي خود كه پيش از اين متولد
شدهاست، (ناف برون) ميكنند; پدر بزرگ ميثمدرخصوص ديگر رسومات ازدواج خود ميگويد:در اين جا چيزي به نام جهيزيه و مهريه مطرحنيست، ما تنها شيربها ميگيريم، اما در اصل ما همانشيربها، كمكهاي ديگري را براي فرزند تازهازدواج كرده خود تهيه ميكنيم... اين كمكها درقالب لوازم ضروري زندگي است در اصل بهفرزند خود كمك ميكنيم تا در ابتداي زندگي بامشكل مواجه نشوند.
احترام به پدر و مادر
اسلامدوست، همسر ابراهيم با اشاره به اين كهدخترانش خيلي زود او را ترك كردند و بهخانهبخت رفتند، ابراز ناراحتي ميكند. اوميگويد: دوست داشتم دخترهايم بزرگتر شوندو با آمادگي بهتري به خانه شوهر خود ميرفتند.من و ابراهيم با فرزندانمان يك رابطه دوستانهداريم و آنها هم احترام ما را به نحو شايستهاي نگهميدارند.
وي افزود: من معتقدم زن و مرد بايد در زماني بهعقد يكديگر در بيايند كه سنشان معقول باشد، امامسئله مهم اين است كه آنان نبايد اختلاف سنيزيادي داشته باشند.
اجباري در كار نيست
اين خانم خانهدار در پاسخ به اينكه آيادخترانشان به اجبار ازدواج كردهاند، گفت:اجباري در ازدواج دخترانم نبوده است. چرا كهازدواج اجباري نتيجهاي جز شكست به دنبالنخواهد داشت.

4 فرزند و يك نوه
ابراهيم نيز درباره اين كه در اين سن كم كهخيليها در سن او هنوز ازدواج نكردهاند، اما اوداراي چهار فرزند و يك نوه است، گفت: احساسخوشبختي ميكنم. آدم اگر سالم باشد نهايتخوشبختي است. خوشبختي چون براي من پولنيست پس سعي ميكنم از زندگي لذت ببرم.همين كه فرزندان خوب، خانواده سالم، برادرانو خواهران خونگرم، پدر و مادر دلسوز و همسريمهربان دارم، نهايت خوشبختي است. از اين كهامروز به من پدربزرگ ميگويند، نه تنها احساسپيري نميكنم، بلكه احساس سربلندي دارم.
وي در خصوص ازدواجهاي فاميلي و اظهارداشت: با ازدواجهاي خانواده و فاميل خود رامستحكمتر ميكنيم. ضمن اين كه يك زوج جوانپس از اين كه ازدواج ميكنند بايد درك درستياز يكديگر داشته باشند.
مردسالاري جايگاهي ندارد
ابراهيم در پاسخ به اين پرسش كه يك زندگيخوب از چه شرايطي برخوردار است گفت: درزندگي خوب بايد تفاهم حاكم باشد. مردسالاريهيچ جايگاهي ندارد. غرور كاذب زندگي را بالطمه مواجه ميكند. مرد خانواده نبايد ناراحتيبيرون و داخل خانه را به يكديگر ربط دهد. دريك زندگي خوب دختر و پسر هيچ فرقي بايكديگر ندارند.
شايد خيليها كه اين مطلب را ميخوانند بگويندخانوادهاي كه زود دخترانشان را شوهرميدهند، خيلي سنتي هستند، ولي من بايد بگويمكه همه اينها دليلي نميشود كه ما به فرزندانمانآزادي ندهيم.
خانم اسلامدوست در خصوص آخرين توصيهخود به دختران شوهركرده خود ميگويد: منهميشه از آنها ميخواهم كه به همسر و خانوادههمسرشان احترام بگذارند، همان طور كه من اينكار را انجام دادم و نتيجهاش را گرفتم.
دوست دارم فرزندان من كه سعي كردهايم آنها رابه نحو احسن كنترل و تربيت كنيم، اين توصيهها رارعايت كنند.
ابراهيم و همسرش درباره نوه دوم خودميگويند: دخترمان (سهام) هفت ماهه بارداراست.
از اين زن و شوهر پرسيديم كه آيا با وجود رسم(ناف برون) آيا براي فرزند پسر خود، رضا 11ساله و محمدرضا 7 ساله همسر آيندهشانمشخص شده است كه گفتند: براي اين دو هنوزدختري از ميان دختران عموي آنها انتخابيانجام ندادهايم. اين پسرها وقتي بزرگتر شدند،ميتوانند از بين دختران عموها، خود يكي راانتخاب كنند.
از همسر ابراهيم درباره دختر خردسالي كه دركنارش نشسته است، ميپرسم و او ميگويد: عسلدختر برادر ابراهيم است.
ابراهيم وقتي متوجه اين پرسش من ميشود بهمن ميگويد: عسل را براي محمدرضا كه اكنون دركنار عسل نشسته است، انتخاب كردهام.
منبع : خانواده سبز

